العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

285

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

8 - نيز در كتاب سابق الذكر ( داستان آن مار و سر ابن زياد را نقل مىكند كه در ذيل روايت سوم ترجمه شد ) . 9 - نيز در كتاب : ثواب الاعمال از امام جعفر صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : آل ابو سفيان امام حسين را شهيد كردند و خدا مقام سلطنت را از آنان گرفت . هشام زيد بن على را كشت و خدا مقام سلطنت را از وى گرفت . 10 - در كتاب : كامل الزياره از سليمان روايت مىكند كه گفت : هيچ ملكى در آسمانها نبود مگر اينكه بر پيغمبر نازل شد و در بارهء عزاى حسين به آن حضرت تعزيت گفت و آن بزرگوار را از آن ثوابى كه خدا برايش مهيا كرده است آگاه نمود و از آن تربتى كه امام حسين روى آن افتاد و ذبح و مقتول و متروك شد براى آن حضرت آورد . پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله در حق كشندگان امام حسين نفرين كرد و فرمود : بار خدايا ! واگذار كسى را كه حسين را واگذار مىكند ، بكش آن كسى را كه حسين را مىكشد ، ذبح كن كسى را كه حسين را ذبح مىكند و او را از مطلوب خود بهره‌مند مفرما ! عبد الرحمن ميگويد : به خدا قسم يزيد ملعون بعد از قتل امام حسين بتعجيل دچار عقوبت شد و بهره‌اى از دنيا نبرد . او به ناگهانى مؤاخذه شد و در حالى كه مست بود بدنش تغيير كرد و گويا : قار « 1 » به بدنش ماليده شده بود بدرك اسفل رفت . يزيد با تأسف بدوزخ رفت و احدى از آن افرادى كه راجع بقتل امام حسين تابع يزيد بودند يا با حسين كارزار كردند باقى نماند مگر اينكه دچار جنون يا جذام ( مرض خوره ) يا لك و پيس شدن بدن گرديدند و اين امراض به ارث به نسل آنان رسيد . 11 - مؤلف گويد : در بعضى از كتب مناقب كه معتبر است از دربان ابن زياد نقل مىكند كه گفت : من بدنبال ابن زياد ملعون داخل قصر شدم . ناگاه ديدم آتشى افروخته شد و صورت و آستين آن لعين را فرا گرفت . او به من گفت : اين آتش را ديدى ! ؟ گفتم : آرى . سپس مرا مأمور كرد كه اين موضوع را فاش نكنم .

--> ( 1 ) يكنوع جسم سياهى است نظير قير كه بكشتى و خم و امثال آنها مىمالند - مترجم .